این تحقیق با هدف بررسی میل و فقدان در مشاهدات روزبهان بقلی شیرازی در کتاب کشفالأسرار و مکاشفات الأنوار و بازخوانی آن با دیگر مفاهیم روانکاوی ژک لکان انجام شده و به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تصاویر و کنشهای عاطفی در مکاشفات روزبهان در کنار یکدیگر صحنهای را بهوجود میآورند که میتوان آن را از حیث ساختاری با فانتاسم مقایسه کرد. پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شدهاست. نمونههای منتخب بر اساس دو معیار تکرار و همپوشانی عناصر و نقش آنها در تنظیم رابطۀ سوژه با میل، فقدان و دیگری انتخاب و در شش محور میل و فقدان، نگاه، بدن و تصویر، کلام و صدا، لذت و اضطراب و زبان تمنا دستهبندی و تحلیل شدهاست. مشاهده نقش واسطۀ میان تجلی (محتوای ظهور الهی) و فانتاسم (آرایش ساختاری میل) دارد، بهصورتیکه تجلی محتوایی را میسازد که فانتاسم آن را به ابژۀ میل تبدیل میکند. شش محور ذکر شدۀ فانتاسم، بهمثابۀ ساختار زبانی–تصویری، اشکال چرخش یک ساختار واحداند. این ساختار، همان آرایش فانتاسماتیک است که سوژه در آن فقدان ذاتی خود را پیرامون ابژهای تنظیم میکند که نه قابل تصرف است و نه به تمامی از دست رفته. تکرار خطابهایی چون «من از آنِ توام»، ظهور مکرر چهرههای ترکانه و ترکیب شدید لذت و اضطراب (ژوئیسانس) نیز نشان میدهد که صحنۀ مکاشفه در بسیاری از موارد، جایگاه سوژه و دیگری را تنظیم میکند و فانتاسم در این ساختار، فرم آرایشی رابطۀ سوژه با تجلی، میل و فقدان است.