طی چند دهة اخیر، توجه به ژانر سفرنامه در فضای دانشگاهی افزایش قابلملاحظهای یافته است. محققان رشتههای مختلف این متون را به دلیل ظرفیت غنی آنها در نمایش سوگیریهای ایدئولوژیک، و به منظور برملاساختن روابط نامتوازن قدرت بین شرق و غرب بررسی کردهاند. این مقاله به منظور بررسی نظاممند پتانسیلهای معنایی این ژانر، و با تمرکز بر تحلیل متنی در سطح خرد، فواید فاصله گرفتن از الگوهای تحلیلی کلان همچون پساساختارگرایی و تحلیل گفتمان استعماری، و حرکت به سوی واکاوی دقیقتر متون را میسنجد و ضمن شناسایی استراتژیهای پرتکراری که در روایتهای ژانر سفرنامه به کار میرود، سه سفرنامه دربارة کشور ایران را بررسی میکند: تصویرهایی از ایران (۱۹۴۷) اثر گرترود بل و سفر به کرانة جیحون (۱۹۹۴) اثر رابرت بایرون و زیبایی نجاتبخش نوشتة راجر هاوسدن (۲۰۱۱). یافتههای مطالعه حاکی از آن است که راهبردهای نامدهی، بازنمایی گفتار و ارزشگذاری، نقش مهمی در بازنمایی ایدئولوژیک ایران و ایرانیان در سفرنامهها دارند. نامدهی از طریق انتخاب القاب، عامسازی و پیشفرضهای گروههای اسمی، به بازنمایی نابرابر کنشگران اجتماعی میانجامد. بازنمایی گفتار نیز با گزینش گویندگان، محتوای نقلشده و شیوة روایت، نگرش نویسندگان را منتقل میکند. همچنین، ارزشگذاریهای صریح و ضمنی، از طریق قضاوت، درجهبندی و قطعیت، در بازتولید یا تعدیل کلیشههای شرقشناسانه و شکلدهی به برداشت مخاطب از ایران و ایرانیان نقش دارند.