بررسی ساختار روایی یکی از روشهای بررسی سبکی است. هجده حکایت در اسرارنامه، الهینامه، مصیبتنامه، منطقالطیر و حدیقه پیرامون شخصیت شبلی بیان شده است. موضوع این حکایات، آموزش و تعلیم مفاهیم اخلاقی است. در این نوشتار بر مبنای الگوی لباو در چند بخش چکیده، جهتگیری، کنش گرهافکن، ارزیابی، نتیجه و راهحل و پایانه به سنجش لایههای محتوایی این حکایات پرداخته میشود تا ضمن بررسی ساختار روایات به بررسی روند داستانی نیز نگریسته شود. در این میان ضمن بیان شیوة بررسی ساختار متنی لباو، به فراخور بافت حکایات مشایخ الگوی جدیدی نشان داده میشود. براساس نتایج بهدست آمده، 7 حکایت دارای چکیده و 11 حکایت فاقد چکیده است. جهتگیری در این حکایات رویارویی دو نفر یا بیشتر، وقوع یک اتفاق و رخداد، گفتگو و قرار گرفتن در یک موقعیت است. کنش گرهافکن؛ طرح یک پرسش یا درخواست، مواجهه با اشخاص عجیب، بروز یک رفتار است. ارزیابی؛ پرسش و پاسخ، مشاهدة عجایب و غرایب، حضور عارف در مکانهای خاص، واکنش، درخواست، بیان یک مفهوم و فاقد ارزیابی است. نتیجه و راهحل؛ اقدام، بیان یک دیدگاه، پاسخ و بدون نتیجه است. پایانه؛ نصیحت، بیان یک دیدگاه، اقدام یا عکسالعمل و فاقد پایانه است.